عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

153

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

خواست تا مردم را به مصحف واحدى گرد آورد . مصحف عبد اللّه بن مسعود را طلب كرد و عبد اللّه بن مسعود با وجود زيادت و نقصانى كه در مصحفش بود ، از تحويل آن به عثمان ابا كرد لذا عثمان او را شكنجه كرد تا بپذيرد » « 1 » . در روايت ديگرى ، طبرسى آورده است كه عثمان دو دندهء او را شكست و او هم به سبب همين ضربه از دنيا رفت » « 2 » . اين خبرها ضعيف است و در ردّ آن كافى است بگوييم كه هيچ گاه ابن مسعود در طول زندگىاش كه بيشتر آن را در كوفه سپرى كرد ، از چنين بيمارىاى شكايت نكرده است بلكه خبرهاى درست بيان مىكنند كه او به پشتيبانى از موضع عثمان تلاش مىكرده است و به آموزش قرائت از مصحف او كه موافق با جمهور امّت بوده مىپرداخت و چنان كه گذشت ، در ميان اجماع كنندگان بر اين مصحف نيز بود . گاهى آدمى ، عالمى را به خاطر خطا در فهم موضعى از بحث يا ارزيابى آن مىبخشد امّا گاهى آن شخص عالم به خاطر دروغ‌گويى يا نسبت دادن سخنانى به گذشتگان كه آن را به زبان نياورده‌اند ، تحقير خود را از سوى آدمى موجب مىشود ، چون اين كار خيانتى است به امانتدارى در علم و تهمتى است به دانشمندان پيشين . در اين قول طبرسى « بسيارى از دانشمندان اهل سنت مثل شهرستانى در الملل و النحل از نظام ، شكنجه و آزار ابن مسعود توسط عثمان را روايت كرده‌اند » ، با اين كه سخنى كوتاه است ولى سه اشكال وجود دارد : 1 - طبرسى در ميان بسيارى از دانشمندان اهل سنت ، تنها چهار نفر مثل شهرستانى ، نظام ، شارح المقاصد و شارح التجريد را آورده است كه اينها به نظر وى « بسيارى » هستند . 2 - به شهرستانى در اين مسأله تهمت زده شده است چون وى اين حادثه را در مقام محكوم كردن نظام و بيان زشتيهاى وى بيان كرده است ، از جمله « گرايش وى به رفض

--> ( 1 ) حسين بن محمد تقى النورى الطبرسى ، فصل الخطاب ، ص 113 ، نسخه موجود در دار الكتب ، شمارهء 605 ، تفسير تيمور . ( 2 ) النورى الطبرسى ، فصل الخطاب ، ص 131 .